نیکانیکا، تا این لحظه: 13 سال و 3 ماه و 25 روز سن داره

نیکا، هدیه قشنگ خدا

تولد مامان جون خونه عمه جون

سلام جیگر مامان دیروز برای افطار رفتیم خونه عمه جون،تولد مامان جون هم بود،ما اصلا هیچ کدوم به روی مامان جون نیوردیم که غافلگیر بشه،عمو و بابایی بعد از افطار رفتن کیک خریدن و اومدن برای مامان جون تولد گرفتیم،تو و محدثه و محمد حسین به مناسبت تولد مامان جون یه نمایش بامزه آماده کرده بودین خیلی نمایشتون باحال بود🥰🥰🥰بعد از نمایش کلی رقصیدین و تولد مامان جون جشن گرفتیم. خیلی خیلی شب خوبی بود و خیلی خوش گذشت درضمن شما و محدثه جون تا سحر بیدار بودین و کلی بازی کردین و با ما سحری خوردین🥰 انشاءالله همیشه در کنار هم شاد باشید عزیزای دل من اینجا جلوی در خونه عمه جونه گلی هم با خودت آوردی مهمونی🥰🥰 نرسیده رفتین بازی😂😂 ...
5 ارديبهشت 1400

مسابقه ماست خوری سال ۱۳۹۹ توسط خانم کریمی

سلام دختر بامزه ی مامان و بابا🥰🥰🥰 قبل از عید یکی از تکالیف خانم کریمی جان،معلم مهربون شما مسابقه ماست خوری بود،شما با بابایی این کار انجام دادی و اول شدی و کلی خندیدیم و خوش گذشت🥰🥰🥰 انشاءالله همیشه لبات خندون باشه عزیز دل مامان و بابا ...
4 ارديبهشت 1400

دوست صمیمی شما النا جون

سلام دختر مهربون من یکی از صمیمی ترین دوستای شما النا جونه،دوران پیش دبستانی تو یک کلاس بودید اونجا با هم آشنا شدید ولی نه دوست صمیمی،شما از کلاس اول با همدیگه دوست صمیمی شدید،قبلا که همش همدیگرو میدیدین،با هم دیگه کلاس نقاشی،پارک و ..می رفتین،الان که دیگه شرایط کروناست و حدود چند ماهه النا خونشون از محله ما بردن ولی دوستی شما خوشگلا ادامه داره🥰🥰تقریبا هر روز یا روزی چند بار با هم تماس تصویری می گیرید و بعضی وقت ها ساعت ها تصویری خیلی زیبا بازی می کنید انشاءالله همیشه سلامت باشید و دوستای خوبی برای هم باشید همیشه از بزرگان شنیدم که میگن مهربونی از بچه ها باید یاد گرفت چون دنیاشون سراسر پاکیه فدای خنده هات ع...
4 ارديبهشت 1400

درست کردن عروسک با کمک دخترم

سلام عروسک مامان🥰🥰🥰 چند روز بود می گفتی مامانی بیا با هم دیگه عروسک درست کنیم،من هم قبول کردم،با همون وسایلی که تو خونه داشتیم درست کردیم،با پارچه سرویس آشپزخونه جهیزیم برات درست کردم تا اینکه دیشب ساعت سه نیمه شب دست و پاش به هم وصل کردم و یه لباس که کارم راه بندازه برش زدم گذاشتم تو اتاقت،صبح که از خواب بیدار شدی گفتی واااااای مامان ممنون عروسکم آماده شده بغلش کردی و بوسش کردی و اسمش گذاشتی گلی و کلی باهاش بازی کردی واقعا چقدر دنیای شما بچه ها پاک و قشنگه خوب بعد از اینکه داخل سرش پر کردم دور بری کنم موهای خوشگلت وصل کنم من وگلی جونم😘😘😘 ...
4 ارديبهشت 1400

خاطرات یک روز دختر نازم

سلام بهونه قشنگ زندگی من دوباره اومدم با کارهای خوشگلت در یک روز قشنگ بهاری نیکا جونم امروز ساعت ۱۱ صبح کلاس زبان داشتی،من چون به شما قول داده بودم اگه برای یادگیری زبان تلاش کنی و خوب جواب خانمتون بدی ساعت ۱۰ با اینکه روزه بودم رفتم بیرون یه جایزه کوچولو برای شما گرفتم که اگه خوب جواب داده باشی جایزت بدم من میدونستم چون کم کارکرده بودی به همون اندازه جواب میدی، شما خیلی باهوشی ولی برای یادگیری زبان یا هرکار دیگه باید زیاد تکرار و تمرین کرد،خلاصه کلاس آنلاین زبان شما تمام شد اما شما خوب جواب نداده بودی،من جایزه ای که برای شما گرفته بودم نشونت دادم ولی به شما ندادم گفتم اگه تا یکشنبه که جلسه بعدی کلاس شماست  تکرار و تمرین داشته باشی ...
3 ارديبهشت 1400

اولین باری که دخترم خودش وبلاگش نوشت

سلام عزیز دل مامان نیکا جونم از روزی که دوباره تصمیم گرفتم نوشتن وبلاگت ادامه بدم،به شما گفتم حالا که دیگه خداروشکر باسواد شدی هروقت که دوست داشتی میتونی خودت خاطراتت بنویسی غلط هم داشته باشی مزه میده چون خودت با دستای خوشگلت نوشتی شما هم گفتی باشه،دیشب برای اولین بار خودت وبلاگت نوشتی و بعد از اینکه تموم شدبه من گفتی مامان بیا بخون من هم کلی قربون صدقت رفتم و تشویقت کردم بیشتر خودت وبلاگت بنویسی ...
2 ارديبهشت 1400

من او مدم

سلام من مامانم نیستم من خودمم نیکا من برای اولین بار در وبلاگم فهالیت میکنم من خیلی خاطره های خوبی داشتم و راستی در کنار پدر و مادرم خاطره های خوبی داشتم هالا باز هم پیشتون میام خداحافظ بای💕😍🌟✨
1 ارديبهشت 1400